تبليغاتX
اون آدم هاي خيالي

اون آدم هاي خيالي

ما آدمهای واقعی
برا یک بار برگشتم....
 

سلام

برا یه بار برگشتم - بادش بخیر وفتی شروع به نوشتن این وبلاگ کردم همه با هم خوب بودن و

همدیگرو دوست داشتن و به هم کمک می کردن ولی حالا همه با هم قهرنو حرف نمی زننو.....

محسن دمت گرم که تو با همه خووبی و با کسی مشکلی نداری - بازم دمت گرم - منم همینجوریما

وبلاگ همه دوستامو خوندم - ماشالا همه فعالن برعکسه من

تو وبلاگ ورود ممنوع یکی کامنت گذاشته نوشته ما هم مثله شما بوودیم ولی الان همه چی تموم

شده - ما هم که دانشگاه تموم شد همینجوری شدیم - البته یه سری از بچه ها می رفتن ولی

الان نمی رن

می خوام یه برنامه ردیف کنم همرو بگم - بچه های دانشگاه - چه اونایی که با هم دوستن - چه اونایی

گه با هم قهرن - اگه پایه اید به بقیه م مسیج بدید به منم جواب بدید - اگه هم که نیستید که مهم

نیست - بی خیالش می شیم کاکوووو

دیگه وقت ندارم - باید با فرهاد بریم - اینترنت مجانی گیر اورده بودم

خوش گذشت بعد از مدتها

منتظرما.

+نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت15:56توسط فرشاد |
خودتون بخونید....
 

سلام

۱- جمعه پاشدیم رفتیم نمک آبرود و کلاردشت - این بار با ایمان و اکیپ گروه جیغ  رفتیم-خووب بود

مثله همیشه و کلی خوش گذشت - رکورد رقصیدن رو هم زدم - ۱۳ ساعت   - ولی تو مسابقش

سوم شدم-تو نیمه نهایی باختم ( هر چند حقم برد بوود ولی اعتراض نکردم )-با یه آدمای جدیدی

هم آشنا شدم که اومدن تو اکیپ ما -  یه آدم باحال به اسمه رضا رو هم معرفی کردم  

درسته آدمارو نمی شناختم ولی بعد از نیم ساعت همشون منو می شناختن،منم اونارو...

۲- ایمان - دوسته خوبم - هجدهم  اعزامه به سربازی - از الان دلم براش تنگ شده - خدا

پشت و پناهت باشه دادا ایمان - چشه ماییییییییییییییییییییییی

 

۳- این وبلاگ تا مدت 

 

نامعلومی تعطیل شد

 

ممکنه ۱ روز ،

 

ممکنه ۱ ماه  ،

 

ممکنه ۱سال و شایدم 

 

 

هیچ وقت - زمان روشن

 

می کنه

 

 

۴-  شاد باشیدو موفق

۵- یا حق

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت23:2توسط فرشاد |
درباره خودم...
 

سلام

مطلبی برا نوشتن ندارم ،پس میریم سراغ بعد همه نوشته هام :

 

بعد همه نوشته هام :

۱- چه منو دیدی ، چه منو ندیدی - نظرتو دربارم بنویس حالا کلی یا جزیی

۲- اگه دوست نداری هم که ، دمت گرم تا همینجا مطلبو خوندی

۳- واقعی بنویس ، برداشت خودت ، نه برا دل خوش کنک من

۴- دمم گرم چقدر باحالم

۵- بعدا خودمم نظرمو درباره خودم می گم که تکمیل شه

۶- تموم شد

 

یا حق

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت0:30توسط فرشاد |
تنگه واشی...

سلام

تابستون امسال هم اومودو ما پریدیم رفتیم تنگه واشی 

خیلی خوش گذشت - ۲۷ نفر بودیم که رفتیم

آرش و مهیا بهمراهه  ایمان و الهام  که مثله همیشه بودن

(همیشه و هرجا این ۴نفر  پا  هستن و میان و به من خوش میگذره)

مونا و المیرا هم بودن - حامد- حسام- نیما با ۲ تا از دوستهای باحالشونم

(کیان وپویا) اومده بودند دمشون گرم که اومدن من کلا تو اون چند ساعت اصلا احساس چاقی نکردم   

از بچه های دانشگاه هم  سحر بیاتی و مهشاد ترکاشوند اومده بودند -

هر کاری کردم نشد این بنده خداهارو به اسم صدا کنم -بچه های اتوبوسم

خانوم بیاتی و خانوم ترکاشوند صداشون می کردند  - تقصیر من نبود

به خدا زبونم نمی چرخید -۳ سال و که نمی شه ۸ ساعته عوض کرد - هر

چند با تلاش زیاد و کوشش فراوان تو راهه برگشت تونستم به اسم صدا کنم

مریم و سمیرا هم که اومده بودن - مریم جای سمیرا هم بالا پاییین پرید -

سمیرا هم جای مریم استراحت کرد که خسته نشه  

راستی نازنین و شیوا هم  اومده بودند ( واه واه )   - هاله هم بووود

شادی و حامد هم متاهل جمع ما بودند و منو خیلی خوشحال کردند

حامد زحمت کشید تا تونست از من عکس گرفت- تازه نشونمم می داد 

تو جمع ما یه گروه ۳ نفره هنرمند دختر هم بودند به نام گروه جیغ

(jigh group) به  نامهای( ا - م - ه ) اول اسمها مخفف شد - که واقعا از

حنجره هاشون مایه گذاشتن دستتون درد نکنه - منم به آرزوم رسوندن و

منم شدم رییس  اپرا - با حرکت دست من  هماهنگ جیغ می زدن  - 

دمتتون گرم خیلی یه چند نفر دیگه ای هم بودن که اونا هم باحال بودن  

امسال تنگه واشی خلوت تر بود - نشد تا آخرش بریم و تا غار رفتیم  ولی 

واقعا خوش گذشت و جای تمام دوستان خالی بود - ایشالا در برنامه های

 بعدی حضور داشته باشید

 

بعد همه نوشته هام :

1- تو تنگه واشی یه تابلو بودکه من خیالی خوشم اومد روش نوشته بود

حنجره آب را ، قوطی کنسرو خالی  زخم کرد

2- وای وای وای پارمیدای من کووووو.... 

 

یا حق

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت15:20توسط فرشاد |
3 قسمتیه....
سلام

یه مدتی نبودم - الان اومدم بروز کنم - دوباره یه مدتی نیستم - بعدش دوباره میام

دوباره از اول....

قسمت اول

امشب بازی فینال جام ملتهای اروپا - ولی کاری به این بازی ندارم - بازی اول نیمه

نهایی بین آلمان و ترکیه رو کار دارم - قسمت شد بازی رو در یک جمع از هموطنان

آذری زبان ببینم - چون هلند حذف شد برام مهم نبود کی ببره - فقط می خواستم

بازی قشنگ ببینم ولی برعکس شد - بازی که شروع شد یه چند دقیقه گذشت

که ترکیه گل زد - انگاری ایران گل زده بود - چه شور و هیجانی بود - یعنی همه

طرفدار ترکیه اونم آتیشی - تازه بازی رو هم از شبکه ترکیه می دیدن - منم که

نمی فهمیدم گزارشگره چی می گه !!!! - همه همصدا با استادیوم می گفتن

توووووووووووووووووووووووووورررکیه - تووووووووووووووووووووووورکیه

خیلی برام جالب بود که همه آذری زبانها طرفدار پروپا قرص ترکیه بودند- خانوم ها هم

که اصلا فوتبال نمی دیدند - این بازیو کلا دنبال می کردن به شدت - گل سوم و که

آلمان زد یه چیزایی ترکی گفتن من که نفهمیدم - موقع خدافظی هم کسی

ما رو تحویل نگرفت - ولی کاش ترکیه می برد چه مزه ای داشت فینال دیدن اونوقت...

--------------------------------------------------------------------------------------------

قسمت دوم :

چند روز پیش رفتم یه آرایشگاه - دیدم تفنگ ساچمه ای دستشه - گفتم داری

چیکار می کنی - گفت دارم کفتر می زنم هه سرگرمیه هم هر ۴تاش ۱کیلو گوشت

بهم میده !!

منم شدم اینجووری

 

--------------------------------------------------------------------------------------------

قسمت سوم :

گروه ایران و که فهمیدید : کره ج - کره ش - عربستان - امارات

خداییش از استرالیا - ژاپن - ازبکستان و بحرین بهتره - پس نترس صعود می کنیم

اگه جو گیر نشیم

--------------------------------------------------------------------------------------------

بعد همه نوشته هام :

۱- به بازی دعوت شدم - ولی دیر دیدم - بعد این آپ می رم سراغ بازی

۲- دیگه چیزی نیست که بگم...

 

یا حق

 

+نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت19:9توسط فرشاد |
دلم می خواد حرفامو بزنم...

 

سلام - ۳ماه و چند روز از سال ۸۷ هم گذشت.... - سال ۸۷ برا من خووب بوده

خودمم پیش بینیم هم این بووود - ولی تا الان از برنامه ریزیم جلوترم که خوشحالم

اینجوری  

می ریم با هم ببینیم - برو که رفتیم...

۱- عید کلا باعث خوشحالی من می شه - چون با عید شاد می شم و خانواده گرممون ما رو به اوج

می رسونه (در کنار پدرم - مادرم و.............)(هر چند اتفاقی در عید افتاد که بازش نمی کنم)

۲- مغازم داره افتتاح می شه - هرچند خودم وای نمی ایستم ولی روبراهه...

۳- ایجاد یک عدد شغل که با همکاری خواهرم بوجود آمد و بعد از  تعطیلات رهسپار می شم....

دلتون خواست برام دعا کنید - نخواستید هم من براتون دعا می کنم

۴- قهرمانی پرسپولیس همیشه قهرمان - واقعا منو به وجد آورد - مزش حالا حالاها زیر زبونم می مونه

و خواهد موند - خوشحالم که تو استادیوم بودم و اون لحظه خیلی جالب رو دیدم - اشک شوق پیرمرد

۶۰ ساله تا کوچولو ۵ ساله رو دیدم و خوشحالی همه مردمو - هرچند تو  خرج افتادم و خیلی ها

حالشو بردند و ما هم هی ناهارو بستنی دادیمو اونا هم هی برای پرسپولیس آرزوی موفقیت کردند

حتی استقلالی ها هم هی به ما تبریک گفتند - این معجزه سووور چه ها نمی کند

۵- به طرز جالبی یه عالمه آدم تو این چند وقته سال جدید اومدن تو زندگیم - نمی دونم تا حالا کجا بوند!!

یه سریشون رفتن - یه سریشونم هستند هنووووز

۶- شاید سال دیگه از ایران برم... - برم ولی حتما بر می گردم

 

بعد همه نوشته هام :

۱- یکی گفت تو سال جدید فهمیدم هرکی هر چقدر می گه دوستت دارم نباید باور کنی - بزرگتره منه -

چیزی ندارم بگم  - آرزومه که شاد باشی همیشه  و آرزوی بهترینها رو دارم برات...

۲ -یه خواهر بزرگتر که مثله خواهرم بووود - ناخوش احوال بود الانم هست ولی بهتره - برات دعا کردم

تو خووووووووووب می شی من مطمعنم - من به تو لقب ((قهرمان شمال)) دادم - خیلی وقته این لقب

بهت دادم ولی بهت نگفتم - راستی آرش می گه به افتخاره.............

۳ یکی هم گفت از یکی مشورت می گیری ولی نمی گرفتم  می خواستم بدونه که

نمی گرفتم و حرمت دوستی رو نگه داشتم ، نمی دونم والا...

۴ یه دوست گفت ۵شنبه بریم درکه - بعد اس ام اس داد گفت کنسل شده! - مرسی هوا -فرداش اس ام

اس دادم گفتم هوا که خوبه  چرا کنسل شد؟ ولی جواب نداد! - هر چند خبر رفتنشون ۲ ساعت بعد به

گوشم رسید - به قول همون دوست ، ما همکه       عرعر  

هر چند نرفتم ولی  دوستانو دعوت کردم به قهرمانی پرسپولیس و خیلی خوش گذشت و کلی

هم خندیدیم -نسرین - فاطمه - مریم - الهام - ایمان-ویدا -  هومن -محمد تمیمی - صدرا

 مرسی که اومدین - سحرم که (نیوووومد - چرا؟؟نمی دونم خوب)

می خواستم دوستان دیگه رو هم دعوت کنم که همونجوری که گفتم رفته بودن درکه.....

 

شاد باشید - به دنیا بخندید - با کسی دشمن نباشید - همرو به یک چشم بنگرید - بر مشکلات ریز و

درشت خود غلبه کنید - و دیگران را شاد کنید

تمام حرفهامو زدم - اینجا جای خوبیه  برا حرف زدنم، حد اقل با وب خودم حرف زدم...

یا حق

+نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت21:18توسط فرشاد |
پرسپولیس یا پیروزی....
 

سلام به همه دوستان عزیز

 

۱- سایت http://www.asriran.com  نظر سنجی گذاشته درباره

 

پرسپولیس یا پیروزی که برید رای بدید تا الان نزدیک به ۱۵۰۰۰ نفر شرکت

 

کردند که تقریبا ۹۰ درصد رای به پرسپولیس داده اند - شما هم شرکت

 

کنید

 

 

۲-سایت روزنامه دنیای فوتبال http://www.donyayefootball.com

 

جایی درست کرده که شما می تونید با افشین قطبی صحبت کنید و

 

یک جمله بهش بگید ( مطلب دیگران رو هم بخونید - خیلی جالبه)

 

پرسپولیس همیشه قهرمان

 

 

موفق باشید

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت19:1توسط فرشاد |
آقای ساکت آن لحظه ای که دلت خالی شد - زمین هم 40 میلیون نفر سبک تر شد!

1- بله آقای ساکت! فیلم بازی از دست دادن قهرمانی تیمتان در لیگ هفتم را برای AFC و حتی یوفا و فیفا هم بفرست! از آنها بپرس چه شد که در یک بازی حساس دیگر به ضرر تیمتان و به نفع پرسپولیس یک پنالتی سرنوشت ساز دیگر گرفته نشد؟ از آنها بخواه برایت ثانیه های تلف شده را محسابه کنند شاید که ساعتهای مالزیایی و ژاپنی ثانیه شمارش آرام تر حرکت کنند!
2- اما آقای ساکت! فیلم مسابقه سپاهان-پرسپولیس به تاریخ 31 شهریور 1385 را هم برای AFC بفرست و از کارشناسان آنها بپرس چگونه یک داور در دقیقه 119 از اعلام این ضربه پنالتی خودداری می کند و سرنوشت یک ساله بخشی از مدیریت ورزشی کشور را تغییر می دهد. آقای ساکت همین 1 پنالتی ناقابل و صعود ناحق شما به لیگ قهرمانان آسیا بیشتر از 5میلیارد تومان درآمد برایتان داشت یا کمتر؟ همین جام بود که الان شما را به مقام مدیر نمونه ورزشی کشور رسانده تا مدیر باشگاه رقیبتان آقای حبیب کاشانی پس از تمام توهین ها و بی حرمتی هایی که به زحمتهای بازیکنان و هواداران
پرسپولیس می کنی به شما کسب موفقیتت را تبریک بگوید.

3- آقای ساکت! شما که قهرمانی پرسپولیس تهران با 4 امتیاز بیشتر(در جدول واقعی) نسبت به تیم مطبوع دومت را ناعادلانه می دانی ، تا به حالی کسی از شما پرسیده تیم تحت رهبری ات که در طول 6 سال گذشته 5 بار آسیایی شده چرا تنها یک بار سابقه قهرمانی لیگ برتر را داشته و در طول سالهای قبل از رتبه چهارم لیگ بالاتر نیامده و تنها چشم به جام حذفی دوخته؟ قهرمانی سال 85 مقابل پرسپولیس را که آن گونه بدست آوردید. اما کسی از شما پرسیده چگونه در مسابقه یک چهارم نهایی جام حذفی سال86 مقابل تربیت یزد با پنالتی نادرست به نیمه نهایی راه یافتید؟ کسی پرسیده چگونه مقابل 130 هزار هوادار پرسپولیس با یک پنالتی نادرست دیگر در دقیقه 84 راهی فینال شدید؟ فیلم مسابقه فینال سال 86 را هم به AFC فرستادید که در مسابقه رفت یک گل صحیح صباباتری و در مسابقه برگشت 2 گل صحیح این تیم در اصفهان را مردود اعلام کردند تا شما قهرمان شوید؟(تمام این ادعاها براساس کارشناسی داوری برنامه نود انجام شده است) آنجا هم ابر و باد و زمین و زمان را همراه قهرمانی پرسپولیس و رقیب خود می دانستید؟ خوب مشخصا خیر! چراکه شما تنها پشتتان به داور گرم بود و همو هم برابر یک دنیا کافی!
4- آقای ساکت! نکند انتظار داشتید این بار که داور بی طرف انتخاب شد و نتوانستید با وی ارتباط برقرار کنید از روی علاقه شخصی به شما یا تیم زردپوشتان یکی دو تا از گلهای سرخپوشان تهرانی را آفساید اعلام کند تا مانند سال گذشته به راحتی آُسیایی شوید؟ شمایی که این گونه بر سر این داور بیطرف میریزید. داوری که در عین بی طرفی باز هم یک پنالتی مسلم(به گواه کارشناسان داوری) را برای تیم رقیبتان در نیمه اول مسابقه پایانی لیگ هفتم نگرفت و شما را تا آستانه دوباره آسیایی شدن فرستاد. سال گذشته هم که در اصفهان دور قهرمانی می زدید شرایط را نابرابر، جو ورزشگاه را نا مطلوب، ابر! و باد! و مه ! و خورشید ! و فلک را بر وفق مراد حریفتان ندیدید که به سمت داور حمله نکردید که ای آقای داور 3 گل حریف ما را به ناحق مردود اعلام کردی! به خدا حقمان قهرمانی نیست!
5- بله آقای ساکت! هواداران با فرهنگ شما، به جا مانده از ورود به استادیوم با حالتی عصبی پس از کشمکش با پلیس برای ورود به استادیوم بیرون آمده شیشه و سقف30-40 ماشین پارک شده ی خبرنگاران را خرد می کنند و شما انتظار دارید آقای شاه حسینی رئیس کمیته انضباطی به علت ورود هواداران
پرسپولیس به زمین مسابقه از این تیم امتیاز کسر کند تا شما قهرمان شوید!

اینکه بروند همه ی آن 140هزار نفر را با دست بند به ورزشگاه بیاورند و تمام عکاسان و خبرنگاران هم ماموریت بگیرند که به ورزشگاه بروند و برای شما خوشحالی کنند و صداو سیما هم فیلمهای قبلی را معدوم کند و برای شما جشن قهرمانی باشکوه برگزار کنند چطور است؟ با پس گرفتن تمام عنوان های قهرمانی نا حق قبلی تان چطور هستید؟ آن هم باید کار خوبی باشد. هواداران با فرهنگ شما در یک مسابقه غیرحساس میانه فصل چوب و سنگ و نارنجک ناقابل را(که آن سازنده ی معدوم برای تولید صدا اختراع کرده نه ریختن روی سر و کله ی مردم) بر سر جایگاه کناری هواداران پرسپولیس می ریزید و از قضا یکی از همین نارنجک های بی خطر به سربازی برخورد می کند که سپر بلای هواداران پرسپولیس در مقابل سپاه جنگجوی شما شده بود. ناقابل! فقط دو چشم کور شد! حال کسر 3 امتیاز را ناحق بدانیم(که با داشتن آن هم در جدول واقعی لیگ 1 امتیاز از قهرمان کم دارید) 3 ماه محرومیت برای 5 هزار تماشاگری که سنگ ، نارنجک و چوب به سر همشهریان خود 20 متر آن طرف تر می ریزند زیاد است، اما انتظار دارید برای ورود از فرط خوشحالی هواداران پرسپولیس به داخل زمین این تیم محروم شود در حالی که در لیگ سوم برای پاس، در لیگ چهارم برای فولاد، در لیگ پنجم برای استقلال و در لیگ ششم برای سایپا جمعیتی به مراتب بیشتر به داخل زمین هجوم آوردند و کسی هم خواستار جریمه ی قهرمان و کسر امتیاز از این تیم و تحویل جام به تیم نایب قهرمان نشد! آهان داشت فراموشمان می شد! شما به هر قیمتی که هست باید جام را بدست بیاورید!
6- آقای ساکت! از بالا پایین پریدن عکاسان پس از به ثمر رسیدن گل پرسپولیس بسوزید و در آن آتش بمیرید! چراکه نمی توان عشق را از دل بیرون کرد. اگر بالا پایین پریدن آن عکاس بی دفاع باعث قهرمان نشدن شما شد به آن عکاس هم افتخار می کنیم. شما که دستتان به جاهای بزرگ تری می رسد چرا به عشق چند عکاس و چندصدهزار هوادار حسادت می کنید؟!
7- بله آقای ساکت! دقیقه 96 مسابقه
پرسپولیس و سپاهان در روز پایانی لیگ برتر هفتم به تاریخ شنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1387 هجری خورشیدی 40میلیون نفر از وزن کره زمین کم شد! شما هم اگر توانستی منش و رفتاری را پیشه کن تا میلیون ها نفر عاشقت شوند و در روزهای پرشمار حضور تیمت در میادین آسیایی به جای 20 هزار نفر 200 هزار نفر همراه و هوادار داشته باشی!
8- آقای ساکت! رسم قدیم است که تجار پولی را که خریدار به دادن آن راضی نیست یا شک دارد می بخشند تا آهی پشت سر روزی شان نباشد. این پست ها و مقام ها به هیچ کس وفادار نیست. همان طور که آقای مهدی تاج نایب رئیس فعلی فدراسیون فوتبال ایران پس از 27 سال(!) از ریاست هیئت مدیره باشگاهتان کنار رفت. تلاش کن با عمل صادقانه و صالحانه این مقام ها را برای خود نگه داری نه به قیمت آه و نفرین میلیون ها نفر!

9- آقای ساکت...!

......

نقل از مرجع خبری پرسپولیس www.perspolisnews.com

 
+نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت23:26توسط فرشاد |
پرسپولیس قهرمان

این کوچولو هم اومده بود قهرمانی پرسپولیس و ببینه

و این هم گشتن مردم بر روی چمن آزادی ثانیه هایی پس از اتمام بازی

هلهله و شادی مردم دقایقی پس از پایان مسابقه(طبقه دوم ورزشگاه)

بعضیها اصلا بازی رو ندیدن و فقط منتظر قهرمانی بودند

 

توضییحات :

قهرمانی پرسپولیس  باعث شد منم بروز کنم دیگه..........

ساعت ۱۲ رسیدم استادیوم ولی جایی برای نشستن نبود - کل بازی رو ایستاده و روی

انگشتای پام دیدم از طبقه بالا

دروغ نگم ۱۳۰ هزارتا تو استادیوم بودن و ۳۰ یا ۴۰ تا پشت درهای بسته

همه عکسهارو خودم انداختم - خواستی استفاده کنی بگو من زحمت کشیدم

بازی داشت شروع می شد - همه داشتن همو حول میدادن که بتونن بازی رو بهتر ببینن

دستم رو شونه های یه پسره بود - هی گفت داداش بردار - منم پرو میگفتم ما چاکریم - ۵ یا

۶ باری گفت - منم بروم نمی اوردم(بازی و بهتر می شد دید-حولمم میدادن جامو از دست

نمی دادم) آقا جای پسررو گرفتن - قاطی کرد چپ چپ نیگام کرد گفت بچه کجایی ؟؟ - گفتم

آریاشهر - گفت من بچه شابدولعظیمم میدونی بچه های اونجا چجورین که ؟ - منم

گفتم آره می دونم - زیارت قبول - اومد بزنه که خدا پدر جمعیت و بیامرزه فرار کردم هر چند

جامو از دست دادمو ۱۰ دقیقه بازی رو  ندیدم 

از امروز تاحالا کلی مشتری پیدا شده برا پشت گوشیم - کلی معروف شدم - دقت کرده

باشی نوکیا ۷۶۱۰ که پشت قابش سفید بود تلویزیون نشون داد اون من بودم تا فهمیدوم اومدم

برگردم تصویر رفت وگرنه معروف می شدما......

قهرمانی پرسپولیس عزیزو به همه طرفداران این تیم تبریک می گم و تبریک ویژه دارم برا

محمد تمیمی  و  صدرا   عزیزم

از ایمان و الهام  هم تشکر ویژه دارم که به فکرم بودند - خیلی ها هم زنگ زدند و بهم

تبریک گفتند و همشونم گوشیمو دیده بودند - دسته همتون درد نکنه - به امید قهرمانی در

آسیا

طی چند روز آینده هم عکسهای جدید می زارم

 

پرسپولیس قهرمان می شه

 

خدا میدونه که حقشه

 

به لطف یزدان و بچه ها

 

پرسپولیس قهرمان می شه

 

پرسپولیس قهرمان میشه

 

 

 

پرسپولیس قهرمان

 

 

یا حق

+نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت0:45توسط فرشاد |
سال 86 و آخرین مطلب سال 86
سلام

سال ۸۶ برا من نه خوب بود نه بد - سال نو تا ۵ فروردین تهران بودمو بعد

با دوستام رفتم شمال عروسی یه دوستمون - بعدشم با خانواده رفتیم

انزلی - اردیبهشت هم باغ لاله و کلی خوش گذشتن - تابستون هم شمال

دلی به دریا زدن و خوردن جوجه کباب با طعم شن و ماسه که حسابی

چسبید و بازی معروف دستها که هنوز که هنوزه همرو دست می گیرم

استادهای باحال و دانشگاه خاطره انگیز با بچه های باحال و کلی خنده و

پولدار کردن کافی شاپها پس از اتمام کلاسها....

خیلی خوشحال شدم تو سال ۸۶ که روزهای آخرشه دوستام تو دانشگاه

قبول شدن که حقشونم بود - امیدوارم برن برای فوق لیسانس

و متاثر شدم از فوت شدن پدر نسرین عزیزمان که همه ما رو در ماتم فرو

برد - ان شا الله که سایه مادر و برادرانش بالای سرش باشه به امید خدا

کسی و از دلم بیرون نمی اندازم و خونه تکونی اینجوری نمی کنم مگه

اینکه اتفاقی خاص بیفته

آرزو ورزشی هم صعود ایران به جام جهانی و قهرمانی پرسپولیس تو لیگ

برتر ایران بعد از ۶ ساله

همه آهنگها بجز - سنتی رو دوست دارم ولی برو حالشو ببرو که خیلی

دوست دارم و یکی پاشه با من برقصه....

 

سال نو بر شما شاد باش باد - سال ۸۷ سلامت باشید و پر از موفقیت

تعطیلات خوش بگذره

تا سال جدید یا حق

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت20:52توسط فرشاد |